تبليغاتX
اللّهُمّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم . چه بگویم که غم دل برود چون تو بیایی

< ¸.•*´¨`*•.خورشید مغرب.•*´¨`*•.¸

 

هوالمحبوب

سلام

اصلاٌ حالِ خاطره نوشتن ندارم   . نمیدونم چرا ؟! ولی دلم میخواد یه جورایی از نت فاصله بگیرم . البته تا حدودی  . چون نت نیازهای منو تامین میکنه  . دلیل این احساس هم باید این باشه که هر لحظه دارم به امتحانات نزدیک میشم و در طول سال هم کم ؛ کم کاری نکردم . حالا هم وقتِ جبرانه  .

اصلاٌ از امتحانات نمی ترسم  . هیچ اضطرابی ندارم . به خودم مطمئنم و به اهدافم ایمان دارم . از کسی مساعدتی نمیطلبم و همچنان پایدارم بر این عقده که :

 

«  إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ   »

 

همش به این فکرم که چرا نمی تونم واژه ی استرس به خاطر امتحان رو درک کنم . همه ازش حرف می زنند . خیلی ها ادعا می کنند که بهش مبتلا هستند . نمیدونم والله چی بگم ؟!؟

فقط اینو میدونم که باید حسابی درس بخونم تا ضعف هامو بپوشونم  .

برام مهم نیست که چه نمره ای می گیرم .

فهمیدنِ مطلب برام ارزش داره  . اگه نمره ی خیلی کمی بگیرم نمیرنجم   . اگه خیلی مدّت ؛ خیلی چیزها رو نفهمم میرنجم .

خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت که منو به این درک رسوندی  .

الهی ... چه گویم که زبان در وصف تو عاجزترین است ...

چه خوش گفتی که بگو :

 

 الله اکبر

 

 

خوب دیگه کاری ندارم . اومده بودم همین رو بگم که امکان داره از این به بعد ( تا 25 خرداد ) خیلی کم بیام نت و یا اصلاً نیام  .

همه ی دوستامو توی این مدِت دست خدا میسپارم .

 

الحمدلله

           والسلام علیکم .

 

 

 

+ نگاشته ؛ به قلم ミミچشم به راه ミミ

 
من هنوز دلنگرونم ، تا تو از راه برسی . خوشه از هوای تو هر دم بی همنفسی
Time spent here:

بـه امیـد روزی که در تقـویــم ها بنویسند : « تعطیل ، سـالروز ظهـور مهدی فاطمه »

< اللّهُمّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

*خدا کند تو بیایی*